السيد الطباطبائي
120
مجموعه رسائل ( فارسى )
اسكندر مقدونى بنا نهاد و او معاصر با خليل عليه السلام و يا بعد از او بوده ، و مقتضاى آنچه ابنهشام آورده كه : « وى خضر را در بيتالمقدس زيارت كرده » همين است ؛ چون بيتالمقدس چند قرن بعد از حضرت ابراهيم عليه السلام و در زمان داوود و سليمان ساخته شد . پس ذىالقرنين قبل از اسكندر بوده ، و علاوه بر اين كه تاريخ حمير تاريخى مبهم است . بنابر آنچه « مقريزى » آورده گفتار در دو جهت باقى مىماند : يكى اين كه سدى كه ذىالقرنين ساخته در كجاست ؟ دوم اين كه آن امت مفسد كه سد براى جلوگيرى از فساد آنها ساخته شده ، چه كسانى بودند ؟ و آيا اين سد يكى از همان سدهاى ساخته شده در يمن ، و يا پيرامون يمن است يا نه ؟ چه سدهايى كه در آن نواحى ساخته شده ، به منظور ذخيره آب آشاميدنى يا زراعى است ، نه براى جلوگيرى از كسى . علاوه بر اين كه در هيچ يك از آنها قطعههاى آهن و مس گداخته به كار نرفته ، و قرآن سد ذىالقرنين را اين چنين معرفى نموده است . و آيا در يمن و حوالى آن امتى بوده كه بر مردم هجوم برده باشند ؟ با اين كه همسايگان يمن غير از امثال قبط ، آشور ، كلدان و غير ايشان كسى نبوده و نامبردگان همه ملتهايى متمدن بودند . بعضى از بزرگان و محققان معاصر ما ، يعنى علامه سيد هبةالدين شهرستانى اين قول را تأييد كرده ، و آن را چنين توجيه مىكند : « ذىالقرنين صدها سال قبل از اسكندر مقدونى بود . پس او اين نيست ، بلكه اين يكى از ملوك صالح از تبعهاى اذواء ، از ملوك يمن بوده ، و از عادت اين قوم اين بوده كه خود را با كلمه : « ذى » لقب مىدادند ، مثلًا مىگفتند : ذى همدان ، ذى غمدان ، ذىالمنار ، ذىالاذعار ، ذى يزن و امثال آن . و اين ذىالقرنين مردى مسلمان ، موحد ، عادل ، نيكوسيرت ، قوى ، داراى هيبت و شوكت بود و با لشكرى انبوه به طرف مغرب رفت ، نخست بر مصر ، و سپس بر ما بعد آن مستولى شد ، سپس از آنجا رو به مشرق نهاد . در مسير خود آفريقا را بنانهاد . مردى بود بسيار حريص و خيره در معمارى و آبادانى . و همچنان سير خود را ادامه داد ، تا به